دسته: شعرا
-
اگر رفيق شفيقی درست پيمان باش
غزل ۲۷۳ اگر رفيق شفيقی درست پيمان باش حريف خانه و گرمابه و گلستان باش شکنج زلف پريشان به دست باد مده مگو که خاطر عشاق گو پريشان باش گرت هواست که با خضر همنشين باشی نهان ز چشم سکندر چو آب حيوان باش زبور عشق نوازی نه کار هر مرغيست…
-
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
غزل ۲۷۲ بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش وين سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده که در ميکده عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش دلدار که…
-
دوبیتی های شماره ۳۰۰ تا آخر
دوبیتی شماره 301 مسلسل زلف بر رخ ریته دیری گل و سنبل بهم آمیته دیری پریشان چون کری زلف دو تا را بهر تاری دلی آویته دیری دوبیتی شماره 302 برویت از حیا خوی ریته دیری دو ابرویت بناز آمیته دیری به سحر دیده در چاه زنخدان بسی هاروت دل آویته دیری دوبیتی شماره 303…