دسته: شعرا
-
عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام
غزل ۳۱۱ عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام و از خدا دولت اين غم به دعا خواستهام عاشق و رند و نظربازم و میگويم فاش تا بدانی که به چندين هنر آراستهام شرمم از خرقه آلوده خود میآيد که بر او وصله به صد شعبده پيراستهام خوش بسوز از غمش ای شمع…
-
مرحبا طاير فرخ پی فرخنده پيام
غزل ۳۱۰ مرحبا طاير فرخ پی فرخنده پيام خير مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام يا رب اين قافله را لطف ازل بدرقه باد که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام ماجرای من و معشوق مرا پايان نيست هر چه آغاز ندارد نپذيرد انجام گل ز…
-
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
غزل ۴۷۹ صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی برگ صبوح ساز و بده جام يک منی در بحر مايی و منی افتادهام بيار می تا خلاص بخشدم از مايی و منی خون پياله خور که حلال است خون او در کار يار باش که کاريست کردنی ساقی به دست…