دسته: شعرا
-
فتوای من
فتوای من سر کوی تو، به جان تو قسم! جای من است به خم زلف تو، در میکده ماوای من است عارفانِ رخ تو جمله ظلومند و جهول این ظلومیّ و جهولی، سر و سودای من است عاشق روی تو حسرت زده اندر طلب است سر نهادن به سر کوی تو، فتوای…
-
خانه عشق
خانه عشق خانه عشق است و منزلگاه عشّاق حزین است پایه آن برتر از دروازه عرشِ برین است این سرا، بارافکن میخوردگان راه یار است با پریشان حالی و مستی و بیهوشی قرین است از جهان هستی و ملک جهان بینی برون است با گروه نیستی جویان عاشق، همنشین است مسکن…
-
هوای وصال
هوای وصال در پیچ و تاب گیسوی دلبر، ترانه است دل برده فدایی هر شاخ شانه است جان در هوای دیدن رخسار ماه توست در مسجد و کنیسه نشستن بهانه است در صید عارفان و ز هستی رمیدگان زلفت چو دام و، خال لبت همچو دانه است اندر وصال روی تو…