دسته: شعرا
-
۸. جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما
شماره 8 جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بیچون شوم صبر و قرارم بردهای ای میزبان زوتر بیا از مه ستاره میبری تو پاره پاره میبری گه شیرخواره میبری گه میکشانی دایه را …
-
۷. بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
شماره 7 بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا باشد که بگشایی دری گویی که برخیز اندرآ غرقست جانم بر درت در بوی مشک و عنبرت ای صد هزاران مرحمت بر روی خوبت دایما ماییم مست و سرگران فارغ ز کار دیگران عالم اگر برهم رود عشق تو را بادا بقا…
-
۶. بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
شماره 6 بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما زیرا نمیدانی شدن همرنگ ما همرنگ ما از حملههای جند او وز زخمهای تند او سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما اول شرابی درکشی سرمست گردی از خوشی بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما…