دسته: شعرا
-
۱۰۸. به برج دل رسیدی بیست این جا
غزل شماره 108 به برج دل رسیدی بیست این جا چو آن مه را بدیدی بیست این جا بسی این رخت خود را هر نواحی ز نادانی کشیدی بیست این جا بشد عمری و از خوبی آن مه به هر نوعی شنیدی بیست این جا ببین آن حسن را کز دیدن…
-
۱۰۶. مرا حلوا هوس کردست حلوا
غزل شماره 106 مرا حلوا هوس کردست حلوا میفکن وعده حلوا به فردا دل و جانم بدان حلواست پیوست که صوفی را صفا آرد نه صفرا زهی حلوای گرم و چرب و شیرین که هر دم میرسد بویش ز بالا دهانی بسته حلوا خور چو انجیر ز دل خور هیچ دست…
-
۱۰۵. چو او باشد دل دلسوز ما را
غزل شماره 105 چو او باشد دل دلسوز ما را چه باشد شب چه باشد روز ما را که خورشید ار فروشد ار برآمد بس است این جان جان افروز ما را تو مادرمرده را شیون میاموز که استادست عشق آموز ما را مدوزان خرقه ما را مدران نشاید شیخ خرقه…