دسته: شعرا
-
۱۹۶. در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را
غزل شماره 196 در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را در رقص اندرآور جانهای صوفیان را خورشید و ماه و اختر رقصان بگرد چنبر ما در میان رقصیم رقصان کن آن میان را لطف تو مطربانه از کمترین ترانه در چرخ اندرآرد صوفی آسمان را باد بهار پویان آید ترانه گویان خندان کند…
-
۱۹۵. شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
غزل شماره 195 شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را چون با زنی برانی سستی دهد میان را زیرا جماع مرده تن را کند فسرده بنگر به اهل دنیا دریاب این نشان را میران و خواجگانشان پژمرده است جانشان خاک سیاه بر سر این نوع شاهدان را دررو به…
-
۱۹۴. خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
غزل شماره 194 خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را دامی نهادهام خوش آن قبله نظر را دیوار گوش دارد آهستهتر سخن گو ای عقل بام بررو ای دل بگیر در را اعدا که در کمینند در غصه همینند چون بشنوند چیزی گویند همدگر را گر ذرهها نهانند خصمان و دشمنانند…