دسته: شعرا
-
۹۳
غزل شمارهٔ ۹۳ از لطف چو در نظر نمیائی از پرده چرا بدر نمیائی در مدرک عقل و حس نمیگنجی در گوشهٔ مختصر نمیـٰائی جانم بر لب ز انتظار آمد تسلیم کنم اگر نمیـٰائی پر شد همه بام و بر ز غوغایت با آنکه به بام در نمیـٰائی هنگام تلافی دل افکاران با عشوهٔ…
-
رباعیات شماره ۵۱ تا ۱۰۰
رباعی شماره ۵۱ تا چند رضی به گیر و دارت دارند گیرم بخزان چو نوبهارت دارند بر خیز رضی سنگ گرانی موقوف کاینده و رفته انتظارت دارند رباعی شماره ۵۲ ما را سر و برگ خویش و بیگانه نماند زان افسونهٰا بغیر افسانه نماند دیوانه شدم در غم ویرانهٔ خویش افسوس که ویرانه به…
-
۴۱۵. تشنه بر لب جو بین که چه در خواب شدست
شماره 415 تشنه بر لب جو بین که چه در خواب شدست بر سر گنج گدا بین که چه پرتاب شدست ای بسا خشک لبا کز گره سحر کسی در ارس بیخبر از آب چو دولاب شدست چشم بند ار نبدی که گرو شمع شدی کآفتاب سحری ناسخ مهتاب شدست ترسد ار…