دسته: شعرا
-
۹۱
غزل شمارهٔ ۹۱ نگاهی دیدم از چشم سیاهی که کوه صبر پیشش بود کاهی اگر برقع براندازی ز رخسار کرشمه گیرد از مه تا به ماهی بهارم را تماشا کن نگارا سرشگم ارغوان و چهره کاهی اگر یک ذره زو تابد بر آفاق کند هر ذره را خورشید و ماهی همی خواهم که آن نامهربان…
-
۴۱۶. مطرب و نوحه گر عاشق و شوریده خوش است
شماره 416 مطرب و نوحه گر عاشق و شوریده خوش است نبود بسته بود رسته و روییده خوش است تف و بوی جگر سوخته و جوشش خون گرد زیر و بم مطرب به چه پیچیده خوش است ز ابر پرآب دو چشمش ز تصاریف فراق بر شکوفه رخ پژمرده بباریده خوش است …
-
۹۲
غزل شمارهٔ ۹۲ نرگست آن کند به شهلائی که ندیده است چشم بینائی آفت پارسایی و پرهیز آتش خرمن شکیبائی تو به شوخی چگونه مشهوری من چنان شهرهام به شیدائی هر کجا هست میکشد ناچار حسن شوخی وعشق رسوائی دل اگر آهن است آب شود چون تو جام کرشمه پیمائی گاه نظاره حیرت حسنت خون…