دسته: شعرا
-
۴۱۹. بوسهای داد مرا دلبر عیار و برفت
شماره 419 بوسهای داد مرا دلبر عیار و برفت چه شدی چونک یکی داد بدادی شش و هفت هر لبی را که ببوسید نشانها دارد که ز شیرینی آن لب بشکافید و بکفت یک نشان آنک ز سودای لب آب حیات هر زمانی بزند عشق هزار آتش و نفت یک نشان دگر…
-
۸۳
غزل شمارهٔ ۸۳ چه التفات به خار و خس چمن داری که عار و ننگ ز نسرین و یاسمن داری تمام سحر و فسونی به دلفریبی خلق چه احتیاج به زلف و رخ و ذغن داری مگر تلافی ما در دلت گذشته که باز هزار عربده با خوی خویشتن داری خورند خون همه اعضا…
-
۴۱۸. سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست
شماره 418 سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست بستان جام و درآشام که آن شربت توست عدد ذره در این جو هوا عشاقند طرب و حالت ایشان مدد حالت توست همگی پرده و پوشش ز پی باشش تو است جرس و طبل رحیل از جهت رحلت توست هر که را…