دسته: با خوانش و خوشنوسی برخی حکایات
-
اجل کائنات از روی ظاهر آدميست
متن حکایت اجل کائنات از روي ظاهر آدميست، و اذل موجودات سگ و به اتفاق خردمندان سگ حق شناس به از آدمي ناسپاس سگي را لقمه اي هرگز فراموش نگردد ور زني صد نوبتش سنگ وگر عمري نوازي سفله اي را بکمتر تندي آيد با تو در جنگ
-
پارسایی را دیدم
متن حکایت پارسایی را دیدم به محبت شخصی گرفتار نه طاقت صبر و نه یارای گفتار چندانکه ملامت دیدی و غرامتکشیدی ترک تصابی نگفتی و گفتی کوته نکنم ز دامنت دست ور خود بزنی به تیغ تیزم بعد از تو ملاذ و ملجائی نیست هم در تو گریزم ار گریزم …
-
خواهنده مغربی در صف بزّازان عرب می گفت
متن حکایت خواهنده مغربی در صف بزّازان حلب میگفت: ای خداوندان نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسم سؤال از جهان برخاستی ای قناعت ! توانگرم گردان که ورای تو هیچ نعمت نیست کنج صبر اختیار لقمان است هر که را صبر نیست، حکمت نیست