دسته: گلستان سعدی
-
اگر تيغ قهر برکشد
متن حکایت اگر تيغ قهر برکشد نبي و ولي سر درکشد وگر غمزه لطف بجنباند بدان را بنيکان در رساند اگر به محشر خطاب قهر کند انبيا را چه جاي معذرتست پرده از روي لطف گو بردار کاشقيا را اميد مغفرتست
-
از نفس پرور هنرپروريی نيايد
متن حکایت از نفس پرور، هنرپروري نيايد، و بي هنر سروري را نشايد مکن رحم بر گاو بسيارخوار که بسيارخسبست و بسيارخوار چو گاو ار همي بايدت فربهي چو خر تن بجور کسان در دهي
-
ارادت بی چون يکی را
متن حکایت ارادت بي چون يکي را از تخت شاهي فرود آرد و ديگري را در شکم ماهي نکو دارد وقتيست خوش آنرا که بود ذکر تو مونس ور خود بود اندر شکم حوت چو يونس