دسته: گلستان سعدی
-
ریشی درون جامه داشتم
متن حکایت ریشی درون جامه داشتم و شیخ هر روز بپرسیدی که چونست و نپرسیدی کجاست دانستم که از آن احتراز میکند که ذکر همه عضوی روا نباشد و خردمندان گفتهاند هر که سخن نسنجد از جوابش برنجد. تا نیک ندانی که سخن عین صواب است باید که به گفتن دهن از هم…
-
دو چیز محال عقل است
متن حکایت دو چیز محال عقل است خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم قضا دگر نشود ور هزار ناله و آه به کفر یا به شکایت بر آید از دهنی
-
درويشی به مناجات در می گفت
متن حکایت درويشي به مناجات در مي گفت يارب بر بدان رحمت کن که بر نيکان خود رحمت کرده اي که مرايشانرا نيک آفريده ای