دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۴۳۲. این چنین پابند جان میدان کیست
شماره 432 این چنین پابند جان میدان کیست ما شدیم از دست این دستان کیست میدود چون گوی زرین آفتاب ای عجب اندر خم چوگان کیست آفتابا راه زن راهت نزد چون زند داند که این ره آن کیست سیب را بو کرد موسی جان بداد بازجو آن بو ز سیبستان کیست…
-
۵۵
غزل شمارهٔ ۵۵ تا بسر شوری از آن زلف پریشان دارم نه سر کفر و نه اندیشهٔ ایمان دارم پرده بردار که تا بر همه روشن گردد کز چه رو مذهب خورشید پرستان دارم پیرم از رشک و شد آمیخته با جان غم یار یوسف و گرگ به یک چاه به زندان دارم با…
-
۵۶
غزل شمارهٔ ۵۶ زبان در ذکر و دل در فکر آن نامهربان دارم نمیگردد بچیزی غیر نامش تا زبان دارم به من گر آشنا بیگانه گردد جای آن دارد که با بیگانه، حرف آشنایی در میان دارم خلل دارد یقین با هر که جانان را گمان کردم یقین پیش من است آنرا که با…