دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۶۹
غزل شمارهٔ ۶۹ حیفم آید که گویدش کس جان از کجا جان و از کجا جانان زیر دست جفای تو زن و مرد پایمال غم تو پیر و جوان دست بر دل ز بیوفائی یار داغ بر تن ز محنت هجران بیوفائی، چه میکنی وعده سست عهدی، چه میکنی پیمان جور این درد میکشم…
-
۷۰
غزل شمارهٔ ۷۰ غمزه خونریز و عشوه در پی جان چون توان برد دین ودل ز میان چند از حسرت سراپایت بیسر و پا شویم و بی دل و جان چند گیرم ز غم به دندان دست آه از دست آن لب و دندان سرو آزاد جان از ین غم داد که گرفتار توست…
-
۴۲۹. عاشقی و بیوفایی کار ماست
شماره 429 عاشقی و بیوفایی کار ماست کار کار ماست چون او یار ماست قصد جان جمله خویشان کنیم هر چه خویش ما کنون اغیار ماست عقل اگر سلطان این اقلیم شد همچو دزد آویخته بر دار ماست خویش و بیخویشی به یک جا کی بود هر گلی کز ما بروید خار…