دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۴۳۱. عشوه دشمن بخوردی عاقبت
شماره 431 عشوه دشمن بخوردی عاقبت سوی هجران عزم کردی عاقبت بازگردی زان خسان زن صفت سوی این مردان چو مردی عاقبت سیر گردی زان همه جفتان تو زود چونک فرد فرد فردی عاقبت چون گل زردی ز عشق لالهای لاله گردی گر چه زردی عاقبت چونک خاک شمس تبریزی شدی…
-
۶۰
غزل شمارهٔ ۶۰ چون دم از سودای جانان میزنم آتش اندر آب حیوان میزنم شور لیلی طاقتم را طاق کرد همچو مجنون بر بیابان میزنم جرعهٔ دردی بصد خون جگر میکنم پیدا و پنهان میزنم میکشم آهی بیاد لعل او آتش اندر آب حیوان میزنم گر چه مستم راه مسجد میروم گر چه گبرم…
-
۶۱
غزل شمارهٔ ۶۱ آنچه من از تو، خدا میبینم همه جا خوف و رجا میبینم با وجود همه نومیدیها همه امید روا میبینم پای تا سر همه عصیان و خطا همه پاداش خطا میبینم دیده بر دوز ز خود تا بینی کز کجٰا تا به کجا میبینم با وجودی که تو را نتوان دید…