دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۴۲
غزل شمارهٔ ۴۲ چند ز دوران چرخ چند ز هجران یار سینه شود شعله خیز، دیده شود اشکبار آنچه کشیدم ازو من بیکی جرعه می میکدهها بایدم از پی دفع خمار من همه صحرای عشق او همه دریای حسن من همه شور و جنون او همه باد بهار
-
۴۳۷. هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت
شماره 437 هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت جرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت ای ماه روی از تو صد جور اگر بیاید تن را بود چو خلعت جان را بود سلامت هر کس ز جمله عالم از تو نصیب دارند عشق تو شد نصیبم احسنت…
-
۴۳
غزل شمارهٔ ۴۳ آن روی چون ماه آن زلف چون مار گیرم نمائی، کو تاب دیدار خواهی که سازی زاهد برهمن بردار پرده بنمای رخسار گر آن پریرو بیپرده بودی دیوانه کردی ما را به یکبار یک ره در آن رو بنگر که بینی نیکی بخرمن خوبی بخروار دنیا و عقبیٰ، ما بخش کردیم…