دسته: شعرا
-
روی تو کس نديد و هزارت رقيب هست
غزل ۶۳ روی تو کس نديد و هزارت رقيب هست در غنچهای هنوز و صدت عندليب هست گر آمدم به کوی تو چندان غريب نيست چون من در آن ديار هزاران غريب هست در عشق خانقاه و خرابات فرق نيست هر جا که هست پرتو روی حبيب هست آن جا…
-
مرحبا ای پيک مشتاقان بده پيغام دوست
غزل ۶۲ مرحبا ای پيک مشتاقان بده پيغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست واله و شيداست دايم همچو بلبل در قفس طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من بر اميد دانهای افتادهام در دام دوست…
-
صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
غزل ۶۱ صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست بيار نفحهای از گيسوی معنبر دوست به جان او که به شکرانه جان برافشانم اگر به سوی من آری پيامی از بر دوست و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار برای ديده بياور غباری از در دوست من گدا و…