دسته: شعرا
-
خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
غزل ۱۶۲ خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد که در دستت بجز ساغر نباشد زمان خوشدلی درياب و در ياب که دايم در صدف گوهر نباشد غنيمت دان و می خور در گلستان که گل تا هفته ديگر نباشد ايا پرلعل کرده جام زرين ببخشا بر کسی کش زر نباشد …
-
کی شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد
غزل ۱۶۱ کی شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد يک نکته از اين معنی گفتيم و همين باشد از لعل تو گر يابم انگشتری زنهار صد ملک سليمانم در زير نگين باشد غمناک نبايد بود از طعن حسود ای دل شايد که چو وابينی خير تو در اين باشد هر…
-
خوش است خلوت اگر يار يار من باشد
غزل ۱۶۰ خوش است خلوت اگر يار يار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن نگين سليمان به هيچ نستانم که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدايا که در حريم وصال رقيب محرم و حرمان نصيب من باشد همای گو مفکن سايه…