دسته: شعرا
-
آن غاليه خط گر سوی ما نامه نوشتی
غزل ۴۳۶ آن غاليه خط گر سوی ما نامه نوشتی گردون ورق هستی ما درننوشتی هر چند که هجران ثمر وصل برآرد دهقان جهان کاش که اين تخم نکشتی آمرزش نقد است کسی را که در اين جا ياريست چو حوری و سرايی چو بهشتی در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد…
-
ای قصه بهشت ز کويت حکايتی
غزل ۴۳۷ ای قصه بهشت ز کويت حکايتی شرح جمال حور ز رويت روايتی انفاس عيسی از لب لعلت لطيفهای آب خضر ز نوش لبانت کنايتی هر پاره از دل من و از غصه قصهای هر سطری از خصال تو و از رحمت آيتی کی عطرسای مجلس روحانيان شدی گل را…
-
سبت سلمی بصدغيها فادی
غزل ۴۳۸ سبت سلمی بصدغيها فادی و روحی کل يوم لی ينادی نگارا بر من بیدل ببخشای و واصلنی علی رغم الاعادی حبيبا در غم سودای عشقت توکلنا علی رب العباد امن انکرتنی عن عشق سلمی تزاول آن روی نهکو بوادی که همچون مت به بوتن دل و ای ره…