دسته: شعرا
-
اشارت به زلف
اشارت به زلف حدیث زلف جانان بس دراز است چه میپرسی از او کان جای راز است مپرس از من حدیث زلف پرچین مجنبانید زنجیر مجانین ز قدش راستی گفتم سخن دوش سر زلفش مرا گفتا فروپوش کژی بر راستی زو گشت غالب وز او در پیچش آمد راه طالب …
-
اشارت به چشم و لب
اشارت به چشم و لب نگر کز چشم شاهد چیست پیدا رعایت کن لوازم را بدینجا ز چشمش خاست بیماری و مستی ز لعلش گشت پیدا عین هستی ز چشم اوست دلها مست و مخمور ز لعل اوست جانها جمله مستور ز چشم او همه دلها جگرخوار لب لعلش شفای جان بیمار به چشمش…
-
قاعده در بیان معنی حشر
قاعده در بیان معنی حشر ز تو هر فعل که اول گشت صادر بر آن گردی به باری چند قادر به هر باری اگر نفع است اگر ضر شود در نفس تو چیزی مدخر به عادت حالها با خوی گردد به مدت میوهها خوش بوی گردد از آن آموخت انسان پیشهها را وز آن ترکیب…