دسته: شعرا
-
بهار آرزو
بهار آرزو بر در میکدهام پرسه زنان، خواهی دید پیر دلباخته با بخت جوان، خواهی دید نو بهار آید و گلزار شکوفا گردد بیگمان کوتهی عمر خزان، خواهی دید مرغ افسرده که در کنج قفس محبوس است بر فراز فلک از شوق، پران خواهی دید سوزش باد دی، از صحنه برون خواهد رفت…
-
خِرقه فقر
خِرقه فقر بر در میکدهام دست فشان خواهی دید پایکوبان، چو قلندرمنشان خواهی دید باز سرمست از آن ساغر می، خواهم شد بیهُشم مسخره پیر و جوان خواهی دید از درِ مدرسه و دیْر برون خواهم تاخت عاکف سایه آن سرو روان خواهی دید از اقامتگه هستی، به سفر خواهم…
-
عاشق دلباخته
عاشق دلباخته سر خم باد سلامت که به من راه نمود ساقی باده به کف، جان من آگاه نمود خادم درگه میخانه عشّاق شدم عاشق مست، مرا خادم درگاه نمود سر و جانم به فدای صنم باده فروش که به یک جرعه، مرا خسرو جمجاه نمود ماهِ رُخسار فروزندهات ای…