دسته: شعرا
-
۴۷. ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
شماره 47 ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا در رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریا جمله به ماه عاشق و ماه اسیر عشق تو ناله کنان ز درد تو لابه کنان که ای خدا سجده کنند مهر و مه پیش رخ چو آتشت چونک…
-
۴۶. دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
شماره 46 دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را داد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده را هوش فزود هوش را حلقه نمود گوش را جوش نمود نوش را نور فزود دیده را گفت که ای نزار من خسته و ترسگار من من نفروشم از کرم بنده خودخریده را بین…
-
۴۵. با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
شماره 45 با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا خاصه که در گشاید و گوید خواجه اندرآ با لب خشک گوید او قصه چشمه خضر بر قد مرد میبرد درزی عشق او قبا مست شوند چشمها از سکرات چشم او رقص کنان درختها پیش لطافت صبا بلبل…