دسته: شعرا
-
۸۹. یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
غزل شماره 89 یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا من خمره افیونم زنهار سرم مگشا آتش به من اندرزن آتش چه زند با من کاندر فلک افکندم صد آتش و صد غوغا گر چرخ همه سر شد ور خاک همه پا شد نی سر بهلم آن را نی پا…
-
۸۸. شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ
غزل شماره 88 شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ تا بود چنین بودی تا باد چنان بادا ای صورت هر شادی اندر دل ما یادی ای صورت عشق کل اندر دل ما یاد آ بیرون پر از این طفلی ما را برهان ای جان از منت هر…
-
۸۷. جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را
غزل شماره 87 جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را ای سرو روان بنما آن قامت بالا را خرم کن و روشن کن این مفرش خاکی را خورشید دگر بنما این گنبد خضرا را رهبر کن جانها را پرزر کن کانها را در جوش و خروش آور از زلزله دریا…