دسته: شعرا
-
۱۸۴. من رسیدم به لب جوی وفا
غزل شماره 184 ای دل رفته ز جا بازمیا به فنا ساز و در این ساز میا روح را عالم ارواح به است قالب از روح بپرداز میا اندر آبی که بدو زنده شد آب خویش را آب درانداز میا آخر عشق به از اول اوست تو ز آخر سوی آغاز میا…
-
۱۸۳. ای دل رفته ز جا بازمیا
غزل شماره 183 ای دل رفته ز جا بازمیا به فنا ساز و در این ساز میا روح را عالم ارواح به است قالب از روح بپرداز میا اندر آبی که بدو زنده شد آب خویش را آب درانداز میا آخر عشق به از اول اوست تو ز آخر سوی آغاز میا تا فسرده نشوی…
-
۱۸۲. در میان عاشقان عاقل مبا
غزل شماره 182 در میان عاشقان عاقل مبا خاصه در عشق چنین شیرین لقا دور بادا عاقلان از عاشقان دور بادا بوی گلخن از صبا گر درآید عاقلی گو راه نیست ور درآید عاشقی صد مرحبا عقل تا تدبیر و اندیشه کند رفته باشد عشق تا هفتم سما عقل تا…