دسته: شعرا
-
۱۹۰. با آن که میرسانی آن باده بقا را
غزل شماره 190 با آن که میرسانی آن باده بقا را بی تو نمیگوارد این جام باده ما را مطرب قدح رها کن زین گونه نالهها کن جانا یکی بها کن آن جنس بیبها را آن عشق سلسلت را وان آفت دلت را آن چاه بابلت را وان کان سحرها را …
-
۱۸۹. آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آ
غزل شماره 189 آمد بهار ِ جانها ای شاخ ِ تر به رقص آ چون یوسف اندر آمد، مصر و شکر! به رقص آ ای شاه ِ عشقپرور مانند ِ شیر ِ مادر ای شیر! جوشدر رو. جان ِ پدر به رقص آ چوگان ِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدی از…
-
۱۸۸. بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی
غزل شماره 188 این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی هر صورت خیالت از وی شدست پیدا هر جا که چشمه باشد باشد مقام پریان بااحتیاط باید بودن تو را در آن جا این…