دسته: شعرا
-
۱۹۹. ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
غزل شماره 199 ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا شاد آمدیت از سفر خانه خدا روز از سفر به فاقه و شبها قرار نی در عشق حج کعبه و دیدار مصطفا مالیده رو و سینه در آن قبله گاه حق در خانه خدا شده قد کان آمنسا …
-
۱۹۸. ای صوفیان عشق بدرید خرقهها
غزل شماره 198 ای صوفیان عشق بدرید خرقهها صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا کز یار دور ماند و گرفتار خار شد زین هر دو درد رست گل از امر ایتیا از غیب رو نمود صلایی زد و برفت کاین راه کوتهست گرت نیست پا روا من هم خموش کردم…
-
۱۹۷. ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
غزل شماره 197 ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا بشنو ز آسمانها حی علی الصلا درهای گلستان ز پی تو گشادهایم در خارزار چند دوی ای برهنه پا جان را من آفریدم و دردیش دادهام آن کس که درد داده همو سازدش دوا قدی چو سرو خواهی در باغ عشق رو…