دسته: شعرا
-
۴۲۸. این چنین پابند جان میدان کیست
شماره 428 این چنین پابند جان میدان کیست ما شدیم از دست این دستان کیست عشق گردان کرد ساغرهای خاص عشق میداند که او گردان کیست جان حیاتی داد کوه و دشت را ای خدایا ای خدایا جان کیست این چه باغست این که جنت مست اوست وین بنفشه و سوسن و…
-
۷۲
غزل شمارهٔ ۷۲ مه نامهربانم بیگنه دامن کشید از من چه بد کردم، چه بد رفتم، چه بد گفتم چه دید از من سخن میرفت از بیگانگان، از خویشتن رفتم باین ترتیب درس آشنائی را شنید از من بخود بیگانهتر امروز دیدم آن ستمگر را مگر در بیخودیها آشنا حرفی شنید از من رضی…
-
۴۲۷. در دل و جان خانه کردی عاقبت
شماره 427 در دل و جان خانه کردی عاقبت هر دو را دیوانه کردی عاقبت آمدی کاتش در این عالم زنی وانگشتی تا نکردی عاقبت ای ز عشقت عالمی ویران شده قصد این ویرانه کردی عاقبت من تو را مشغول میکردم دلا یاد آن افسانه کردی عاقبت عشق را بیخویش بردی…