دسته: میر رضی الدین آرتیمانی
-
۸۱
غزل شمارهٔ ۸۱ خوشتر ز بهشتی و بهٰاری مجموعه لطف کردگـــاری در بزم مدام عیش و نوشی در رزم تمــــام گیر و داری در خشم و عتاب صلح و جنگی در نـــــاز و کرشمه نور و ناری از کویت اگر روم عجب نیست زین کشته تو صد هزار داری بر هر مویت دلیست آونگ…
-
۸۲
غزل شمارهٔ ۸۲ نمیدانی تو رسم دوست داری نمیدانم که با جانم چه داری مگو پیمان و عهدم استوار است که در پیمــــان شکستن استواری غمت چندانکه با ما سازگار است تو صد چنـــدان بما نــاســــازگاری غبارم را توانی داد بر باد اگر بر دل ز من داری غباری دمار از روزگار غم بر…
-
مفردات
۱ هجرت ز وصل غیر خبر میدهد مرا مرگی نوید مرگ دگر میدهد مرا ۲ از آن هجران کند با من مدارا که بی او زیستن کم مردنی نیست ۳ فیض عجبی یافتم از صبح ببینید این جادهٔ روشن ره میخانه نباشد ۴ زلفش بخط سپرد رضی عهد دلبری خوبی ازین دو سلسله…