دسته: مولانا
-
۵۳۹. مستی سلامت میکند پنهان پیامت میکند
شماره 539 مستی سلامت میکند پنهان پیامت میکند آن کو دلش را بردهای جان هم غلامت میکند ای نیست کرده هست را بشنو سلام مست را مستی که هر دو دست را پابند دامت میکند ای آسمان عاشقان ای جان جان عاشقان حسنت میان عاشقان نک دوستکامت میکند ای چاشنی هر لبی…
-
۵۳۸. گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند
شماره 538 گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند صورت همه پران شود گر مرغ معنی پر زند عالم همه ویران شود جان غرقه طوفان شود آن گوهری کو آب شد آب بر گوهر زند پیدا شود سر نهان ویران شود نقش جهان موجی برآید ناگهان بر گنبد اخضر زند …
-
۵۳۷. کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود
شماره 537 کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود ای ساقی افزون ده قدح تا وارهیم از نیک و بد هر آدمی را در جهان آورد حق در پیشهای در پیشهای بیپیشگی کردست ما را نام زد هر روز همچون ذرهها رقصان به پیش آن ضیا هر شب مثال اختران طواف یار…