دسته: مولانا
-
۵۴۸. چشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسد
شماره 548 چشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسد حسن و نمک تو را بود ناز دگر که را رسد چشم تو ناز میکند لعل تو داد میدهد کشتن و حشر بندگان لاجرم از خدا رسد چشم کشید خنجری لعل نمود شکری بو که میان کش مکش هدیه به آشنا رسد…
-
۵۴۷. سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
شماره 547 سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود دیده کنم پیشکش آن دل بینا چه شود باده او را نخورم ور نخورم پس کی خورد گر بخورم نقد و نیندیشم فردا چه شود باده او همدل من بام فلک منزل من گر بگشایم پر خود برپرم آن جا چه شود…
-
۵۴۶. هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
شماره 546 هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود وارهد از حد جهان بیحد و اندازه شود خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد یا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود هر که شدت حلقهٔ در زود برد حقه زر خاصه که در باز کنی محرم دروازه…