دسته: مولانا
-
۵۶۰. عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود
شماره 560 عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود چونک جمال این بود رسم وفا چرا بود این همه لطف و سرکشی قسمت خلق چون شود این همه حسن و دلبری بر بت ما چرا بود درد فراق من کشم ناله به نای چون رسد آتش عشق من برم چنگ دوتا چرا…
-
۵۵۹. زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند
شماره 559 زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند دشمن جان صد قمر بر در ما چه میکند هر که بدید از او نظر باخبرست و بیخبر او ملکست یا بشر بر در ما چه میکند زیر جهان زبر شده آب مرا ز سر شده سنگ از او گهر شده بر…
-
۵۵۸. یار مرا چو اشتران باز مهار میکشد
شماره 558 یار مرا چو اشتران باز مهار میکشد اشتر مست خویش را در چه قطار میکشد جان و تنم بخست او شیشه من شکست او گردن من به بست او تا به چه کار میکشد شست ویم چو ماهیان جانب خشک میبرد دام دلم به جانب میر شکار میکشد آنک قطار…