دسته: مولانا
-
۶۱۷. چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
شماره 617 چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند جان از پی آن باید تا عیش و طرب بیند سر از پی آن باید تا مست بتی باشد پا از پی آن باید کز یار تعب بیند عشق از پی آن باید تا سوی فلک پرد عقل از پی آن باید…
-
۶۱۶. چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند
شماره 616 چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند جز پادشه بیچون قدر تو کجا داند عالم ز تو پرنورست ای دلبر دور از تو حق تو زمین داند یا چرخ سما داند این پرده نیلی را بادیست که جنباند این باد هوایی نی بادی که خدا داند خرقه…
-
۶۱۵. خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
شماره 615 خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند دیوانه کجا خسبد دیوانه چه شب داند نی روز بود نی شب در مذهب دیوانه آن چیز که او دارد او داند او داند از گردش گردون شد روز و شب این عالم دیوانه آن جا را گردون بنگر داند گر…