دسته: مولانا
-
۶۲۶. هر کتش من دارد او خرقه ز من دارد
شماره 626 هر کآتش من دارد او خرقه ز من دارد زخمی چو حسینستش جامی چو حسن دارد نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد ور راستیی خواهی آن سرو چمن دارد جانیست تو را ساده نقش تو از آن زاده در ساده جان بنگر کان ساده چه تن دارد…
-
۶۲۵. گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
شماره 625 گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد گیرم که بپوشد رو بو را چه دوا دارد گر نیز بپوشد رو ور نیز ببرد بو از خنبش روحانی صد گونه گوا دارد آن مه چو گریزانه آید سپس خانه لیکن دل دیوانه صد گونه دغا دارد غم گر چه بود دشمن…
-
۶۲۴. هر ذره که بر بالا مینوشد و پا کوبد
شماره 624 هر ذره که بر بالا مینوشد و پا کوبد خورشید ازل بیند وز عشق خدا کوبد آن را که بخنداند خوش دست برافشاند وان را که بترساند دندان به دعا کوبد مستست از آن باده با قامت خم داده این چرخ بر این بالا ناقوس صلا کوبد این عشق که…