دسته: مولانا
-
۶۳۲. عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
شماره 632 عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد برگیر و دهل میزن کان ماه پدید آمد عید آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون کان معتمد سدره از عرش مجید آمد عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد صد معدن…
-
۶۳۱. نومید مشو جانا کاومید پدید آمد
شماره 631 نومید مشو جانا کاومید پدید آمد اومید همه جانها از غیب رسید آمد نومید مشو گر چه مریم بشد از دستت کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد نومید مشو ای جان در ظلمت این زندان کان شاه که یوسف را از حبس خرید آمد یعقوب برون آمد…
-
۶۳۰. گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد
شماره 630 گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد چون حکم خدا آید آن زیر و زبر باشد بر هر چه امیدستت کی گیرد او دستت بر شکل عصا آید وان مار دوسر باشد وان غصه که میگویی آن چاره نکردم دی هر چاره که پنداری آن نیز غرر باشد …