دسته: مولانا
-
۱۶۸. ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
غزل شماره 168 ای بروییده به ناخواست به مانند گیا چون تو را نیست نمک خواه برو خواه بیا هر که را نیست نمک گر چه نماید خدمت خدمت او به حقیقت همه زرقست و ریا برو ای غصه دمی زحمت خود کوته کن باده عشق بیا زود که جانت بزیا
-
۱۶۷. کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
غزل شماره 167 کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا دست خود بر سر رنجور بنه که چونی از گناهش بمیندیش و به کین دست مخا آنک خورشید بلا بر سر او تیغ زدست گستران بر سر او سایه احسان و رضا …
-
۱۶۶. چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
غزل شماره 166 چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا صنمی که بر جمالش دو جهان نثار بادا ز بگاه میر خوبان به شکار میخرامد که به تیر غمزه او دل ما شکار بادا به دو چشم من ز چشمش چه پیامهاست هر دم که دو چشم از پیامش خوش…