دسته: مولانا
-
۴۳. زین دودناک خانه گشادند روزنی
چهل و سوم زین دودناک خانه گشادند روزنی شد دود و، اندر آمد خورشید روشنی آن خانه چیست؟ سینه و آن، دود چیست؟ فکر ز اندیشه گشت عیش تو اشکسته گردنی بیدار شو، خلاص شو از فکر و از خیال یارب، فرست خفتهٔ ما را دهل زنی خفته هزار غم خورد…
-
۴۴. گر مه و گز زهره و گر فرقدی
چهل و چهارم گر مه و گز زهره و گر فرقدی از همه سعدان فلک اسعدی نیستی از چرخ و ازین آسمان سخت لطیفی، ز کجا آمدی؟ چونک به صورت تو ممثل شوی ماه رخ و دلبر و زیبا قدی از تو پدید آمده سودای عشق وز تو بود خوبی و…
-
خبر عشق می دهم بگرو
تکه اول کدیهٔ میکنم سبک بشنو خبر عشق میدهم بگرو نفسی با خودم قرینی ده که به میزان نهند با زر جو تو نوی بخش و بندهٔ تو کهن کهنم را به یک نظر کن نو پیشهٔ کیمیا خود این باشد که مس تیره را ببخشد ضو کرمت را بگوی…