دسته: مولانا
-
۲۰۷. ای که به هنگام درد راحت جانی مرا
شماره 207 ای که به هنگام درد راحت جانی مرا وی که به تلخی فقر گنج روانی مرا آن چه نبردست وهم عقل ندیدست و فهم از تو به جانم رسید قبله ازانی مرا از کرمت من به ناز مینگرم در بقا کی بفریبد شها دولت فانی مرا نغمت آن کس…
-
۲۰۶. ای همه خوبی تو را پس تو کرایی که را
شماره 206 ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ای گل در باغ ما پس تو کجایی کجا سوسن با صد زبان از تو نشانم نداد گفت رو از من مجو غیر دعا و ثنا از کف تو ای قمر باغ دهان پرشکر وز کف تو بیخبر با…
-
۲۰۵. چند گریزی ز ما چند روی جا به جا
شماره 205 چند گریزی ز ما چند روی جا به جا جان تو در دست ماست همچو گلوی عصا چند بکردی طواف گرد جهان از گزاف زین رمه پر ز لاف هیچ تو دیدی وفا روز دو سهای زحیر گرد جهان گشته گیر همچو سگان مرده گیر گرسنه و بینوا مرده…