دسته: مولانا
-
۲۹۵. الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
شماره 295 الا ای روی تو صد ماه و مهتاب مگو شب گشت و بیگه گشت بشتاب مرا در سایهات ای کعبه جان به هر مسجد ز خورشیدست محراب غلط گفتم که اندر مسجد ما برون در بود خورشید بواب از این هفت آسیا ما نان نجوییم ننوشیم آب ما زین…
-
۲۹۴. بریده شد از این جوی جهان آب
شماره 294 بریده شد از این جوی جهان آب بهارا بازگرد و وارسان آب از آن آبی که چشمه خضر و الیاس ندیدست و نبیند آن چنان آب زهی سرچشمهای کز فر جوشش بجوشد هر دمی از عین جان آب چو باشد آبها نانها برویند ولی هرگز نرست ای جان ز…
-
۲۹۳. مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
شماره 293 مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب ای جان و دل مهمان زنهار مخسب امشب روی تو چو بدر آمد امشب شب قدر آمد ای شاه همه خوبان زنهار مخسب امشب ای سرو دو صد بستان آرام دل مستان بردی دل و جان بستان زنهار مخسب امشب ای باغ…