دسته: مولانا
-
۷۵۸. دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد
شماره 758 دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد چه نکوبخت درختی که بر و بار تو دارد چه کند چرخ فلک را چه کند عالم شک را چو بر آن چرخ معانی مهش انوار تو دارد به خدا دیو ملامت برهد روز قیامت اگر او مهر تو دارد اگر…
-
۷۵۷. وصف آن مخدوم میکن گر چه میرنجد حسود
شماره 757 وصف آن مخدوم میکن گر چه میرنجد حسود کاین حسودی کم نخواهد گشت از چرخ کبود گر چه خود نیکو نیاید وصف می از هوشیار چون پی مست از خمار غمزه مستش چه سود مست آن می گر نهای می دو پی دستار و دل چونک دستار و دلت را غمزههای…
-
۷۵۶. علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
شماره 756 علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود گر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود بر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منه علت ناصور تو گر زانک گرگ و دد شود هر درخت و باغ را داده بهاران بخششی هر درخت تلخ و شیرین آنچ میارزد شود ای…