دسته: مولانا
-
۳۵۰. صدایی کز کمان آید نذیریست
شماره 350 ز بعد وقت نومیدی امیدیست به زیر کوری اندر سینه دیدیست نبینی نور چون دانی تو کوری سیه نادیده کی داند سپیدیست قرین صد هزاران نقش و معنی نهان تصریف سلطان وحیدیست که جنباننده این نقش و معنیست چو بادی رقصهای شاخ بیدیست مشو نومید از دشنام دلدار…
-
۳۴۹. مبر رنج ای برادر خواجه سختست
شماره 349 مبر رنج ای برادر خواجه سختست به وقت داد و بخشش شوربختست اگر چه باغ را نیمی گرفتهست ولیکن سخت بیمیوه درختست گشاده ابروست و بسته کیسه مشو غره که او را سیم و رختست دو دستش را به تخته دوختستند چه سود ار خواجه بر بالای تختست …
-
۳۴۸. صدایی کز کمان آید نذیریست
شماره 348 صدایی کز کمان آید نذیریست که اغلب با صدایش زخم تیریست مؤثر را نگر در آب آثار کاثر جستن عصای هر ضریریست پس لا تبصرونت تبصرونیست بصر جستن ز الهام بصیریست تو هر چه داری نه جویانش بودی طلبها گوش گیری و بشیریست چنان کن که طلبها بیش…