دسته: مولانا
-
۴۲۲. ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست
شماره 422 ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست جانم آن لحظه که غمگین تو باشم شادست نقدهایی که نه نقد غم توست آن خاکست غیر پیمودن باد هوس تو بادست کار او دارد کموخته کار توست زانک کار تو یقین کارگه ایجادست آسمان را و زمین را خبرست…
-
۴۲۱. ساقیا این می از انگور کدامین پشتهست
شماره 421 ساقیا این می از انگور کدامین پشتهست که دل و جان حریفان ز خمار آغشتهست خم پیشین بگشا و سر این خم بربند که چو زهرست نشاط همگان را کشتهست بند این جام جفا جام وفا را برگیر تا نگویند که ساقی ز وفا برگشتهست درده آن باده اول که…
-
۴۲۰. ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت
شماره 420 ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت گفت بس چند بود گفتمش از چند گذشت چون چنین است صنم پند مده عاشق را آهن سرد چه کوبی که وی از پند گذشت تو چه پرسیش که چونی و چگونه است دلت منزل عشق از آن حال که پرسند گذشت…