دسته: مولانا
-
۴۶۱. شاه گشادست رو دیده شه بین که راست
شماره 461 شاه گشادست رو دیده شه بین که راست باده گلگون شه بر گل و نسرین که راست شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست…
-
۴۶۰. عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست
شماره 460 عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست سایه زلفین تو در دو جهان جای ماست از قد و بالای اوست عشق که بالا گرفت و آنک بشد غرق عشق قامت و بالای ماست هر گل سرخی که هست از مدد خون ماست هر گل زردی که رست رسته ز صفرای ماست…
-
۴۵۹. ای مردهای که در تو ز جان هیچ بوی نیست
شماره 459 ای مردهای که در تو ز جان هیچ بوی نیست رو رو که عشق زنده دلان مرده شوی نیست ماننده خزانی هر روز سردتر در تو ز سوز عشق یکی تای موی نیست هرگز خزان بهار شود این مجو محال حاشا بهار همچو خزان زشتخوی نیست روباه لنگ رفت که…