دسته: مولانا
-
۵۰۳. بر شکرت جمع مگسها چراست
شماره 503 بر شکرت جمع مگسها چراست نکته لاحول مگسران کجاست هر نظری بر رخ او راست نیست جز نظری کو ز ازل بود راست اسب خسان را به رخی پی بزن عشوه ده ای شاه که این روی ماست عشوه و عیاری و جور و دغل تو نکنی ور کنی از…
-
۵۰۲. اندرآ عیش بیتو شادان نیست
شماره 502 اندرآ عیش بیتو شادان نیست کیست کو بنده تو از جان نیست ای تو در جان چو جان ما در تن سخت پنهان ولیک پنهان نیست دست بر هر کجا نهی جانست دست بر جان نهادن آسان نیست جان که صافی شدست در قالب جز که آیینه دار جانان نیست…
-
۵۰۱. امشب از چشم و مغز خواب گریخت
شماره 501 امشب از چشم و مغز خواب گریخت دید دل را چنین خراب گریخت خواب دل را خراب دید و یباب بی نمک بود از این کباب گریخت خواب مسکین به زیر پنجه عشق زخمها خورد وز اضطراب گریخت عشق همچون نهنگ لب بگشاد خواب چون ماهی اندر آب گریخت …