دسته: غزل
-
۵۲۲. ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
شماره 522 ماه دیدم شد مرا سودای چرخ آن مهی نی کو بود بالای چرخ تو ز چرخی با تو میگویم ز چرخ ور نه این خورشید را چه جای چرخ زهره را دیدم همیزد چنگ دوش ای همه چون دوش ما شبهای چرخ جان من با اختران آسمان رقص رقصان گشته…
-
۵۲۱. یا راهبا انظر الی مصباح
شماره 521 یا راهبا انظر الی مصباح متشعشعا و استغن عن اصباح انظر الی راح تناهی لطفه و سبی النهی یا لطفها من راح فالراح نسخ للعقول بنوره کالشمس عزل للنجوم و ماح الجد یسجد راحنا متخاضعا و اعوذ من راح یزید مزاحی اهل المزاح و اهل راحهالک لا خیر فیهم…
-
۵۲۰. ای مبارک ز تو صبوح و صباح
شماره 520 ای مبارک ز تو صبوح و صباح ای مظفر فر از تو قلب و جناح ای شراب طهور از کف حور بر حریفان مجلس تو مباح ای گشاده هزار در بر ما وی بداده به دست ما مفتاح وانمودی هر آنچ میگویند مؤذنان صبح فالق الاصباح هرچ دادی عوض…