دسته: غزل
-
۶۶۶. چمن جز عشق تو کاری ندارد
شماره 666 چمن جز عشق تو کاری ندارد وگر دارد چو من باری ندارد چه بیذوقست آن کش عشق نبود چه مردهست آن که او یاری ندارد به غیر قوت تن قوتی ننوشد بجز دنیا سمن زاری ندارد هر آنک ترک خر گوید ز مستی غم پالان و افساری ندارد ز…
-
۶۶۵. خنک جانی که او یاری پسندد
شماره 665 خنک جانی که او یاری پسندد کز او دوریش خود صورت نبندد تو باشی خنده و یار تو شادی که بیشادی دهان کس نخندد تو باشی سجده و یار تو تعظیم که بیتعظیم هرگز سر نخنبد تو باشی چون صدا و یار غارت چو آوازی به نزد کوه و گنبد…
-
۶۶۴. دلی دارم که گرد غم نگردد
شماره 664 دلی دارم که گرد غم نگردد میی دارم که هرگز کم نگردد دلی دارم که خوی عشق دارد که جز با عاشقان همدم نگردد خطی بستانم از میر سعادت که دیگر غم در این عالم نگردد چو خاص و عام آب خضر نوشند دگر کس سخره ماتم نگردد اگر…