دسته: غزل
-
۷۰۶. روزم به عیادت شب آمد
شماره 706 روزم به عیادت شب آمد جانم به زیارت لب آمد از بس که شنید یاربم چرخ از یارب من به یارب آمد یار آمد و جام باده بر کف زان می که خلاف مذهب آمد هر بار ز جرعه مست بودم این بار قدح لبالب آمد عالم به خمار…
-
۷۰۵. ای کز تو همه جفا وفا شد
شماره 705 ای کز تو همه جفا وفا شد آن عهد و وفای تو کجا شد با روی تو سور شد عزاها بی روی تو سورها عزا شد شد بیقدمت سرا خرابه باز از تو خرابهها سرا شد از دعوت تو فنا شود هست وز هجر تو هستها فنا شد ای…
-
۷۰۴. آن جا که چو تو نگار باشد
شماره 704 آن جا که چو تو نگار باشد سالوس و حفاظ عار باشد سالوس و حیل کنار گیرد چون رحمت بیکنار باشد بوسی به دغا ربودم از تو ای دوست دغا سه بار باشد امروز وفا کن آن سوم را امروز یکی هزار باشد من جوی و تو آب و…