دسته: غزل
-
۸۷. جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را
غزل شماره 87 جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را ای سرو روان بنما آن قامت بالا را خرم کن و روشن کن این مفرش خاکی را خورشید دگر بنما این گنبد خضرا را رهبر کن جانها را پرزر کن کانها را در جوش و خروش آور از زلزله دریا…
-
۸۶. ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
غزل شماره 86 ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا پیوسته چنین بادا چون شیر و شکر با ما ای چرخ تو را بنده وی خلق ز تو زنده احسنت زهی خوابی شاباش زهی زیبا دریای جمال تو چون موج زند ناگه پرگنج شود پستی فردوس شود بالا هر سوی…
-
۸۵. از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا
غزل شماره 85 از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا هر جا که روی ما را با خویش ببر جانا چون در دل ما آیی تو دامن خود برکش تا جامه نیالایی از خون جگر جانا ای ماه برآ آخر بر کوری مه رویان ابری سیه اندرکش در روی قمر…