دسته: غزل
-
۳۸۱. آن ره که بیامدم کدامست
شماره 381 آن ره که بیامدم کدامست تا بازروم که کار خامست یک لحظه ز کوی یار دوری در مذهب عاشقان حرامست اندر همه ده اگر کسی هست والله که اشارتی تمامست صعوه ز کجا رهد که سیمرغ پابسته این شگرف دامست آواره دلا میا بدین سو آن جا بنشین…
-
۳۸۰. آن خواجه اگر چه تیزگوش است
شماره 380 آن خواجه اگر چه تیزگوش است استیزه کن و گران فروش است من غره به سست خنده او ایمن گشتم که او خموش است هش دار که آب زیر کاه است بحری است که زیر که به جوش است هر جا که روی هش است مفتاح این جا چه…
-
۳۷۹. ای کرده میان سینه غارت
شماره 379 ای کرده میان سینه غارت ای جان و هزار جان شکارت جز کشتن عاشقان چه شغلت جز کشتن خلق چیست کارت میکش که درست باد دستت ای جان جهانیان نثارت بس کشته زنده را که دیدم از غمزه چشم پرخمارت بس ساکن بیقرار دیدم در آتش عشق بیقرارت…