دسته: غزل
-
۴۳۲. این چنین پابند جان میدان کیست
شماره 432 این چنین پابند جان میدان کیست ما شدیم از دست این دستان کیست میدود چون گوی زرین آفتاب ای عجب اندر خم چوگان کیست آفتابا راه زن راهت نزد چون زند داند که این ره آن کیست سیب را بو کرد موسی جان بداد بازجو آن بو ز سیبستان کیست…
-
۴۳۱. عشوه دشمن بخوردی عاقبت
شماره 431 عشوه دشمن بخوردی عاقبت سوی هجران عزم کردی عاقبت بازگردی زان خسان زن صفت سوی این مردان چو مردی عاقبت سیر گردی زان همه جفتان تو زود چونک فرد فرد فردی عاقبت چون گل زردی ز عشق لالهای لاله گردی گر چه زردی عاقبت چونک خاک شمس تبریزی شدی…
-
۴۳۰. گم شدن در گم شدن دین منست
شماره 430 گم شدن در گم شدن دین منست نیستی در هست آیین منست تا پیاده میروم در کوی دوست سبز خنگ چرخ در زین منست چون به یک دم صد جهان واپس کنم بنگرم گام نخستین منست من چرا گرد جهان گردم چو دوست در میان جان شیرین منست شمس…