دسته: غزل
-
۵۰۴. خیز که امروز جهان آن ماست
شماره 504 خیز که امروز جهان آن ماست جان و جهان ساقی و مهمان ماست در دل و در دیده دیو و پری دبدبه فر سلیمان ماست رستم دستان و هزاران چو او بنده و بازیچه دستان ماست بس نبود مصر مرا این شرف این که شهش یوسف کنعان ماست خیز…
-
۵۰۳. بر شکرت جمع مگسها چراست
شماره 503 بر شکرت جمع مگسها چراست نکته لاحول مگسران کجاست هر نظری بر رخ او راست نیست جز نظری کو ز ازل بود راست اسب خسان را به رخی پی بزن عشوه ده ای شاه که این روی ماست عشوه و عیاری و جور و دغل تو نکنی ور کنی از…
-
۵۰۲. اندرآ عیش بیتو شادان نیست
شماره 502 اندرآ عیش بیتو شادان نیست کیست کو بنده تو از جان نیست ای تو در جان چو جان ما در تن سخت پنهان ولیک پنهان نیست دست بر هر کجا نهی جانست دست بر جان نهادن آسان نیست جان که صافی شدست در قالب جز که آیینه دار جانان نیست…